آمده‌ام انگور بچينم. انگور برآمده از خاک پر رونق. انگور ياقوتي. انگور که شراب مرد افکن بسازم. شراب که با دوستان به سلامتي دوستي بنوشيم.

آمده‌ام و هنوز اينجايم. آمده‌ام و هنوز بر جا مانده‌ام.

مي گويند هنوز فصل انگور نيست. مي‌دانيد؟ راه زياد آمده‌ام و هنوز خستگي از تن در نرفته. پس هنوز مي‌مانم تا انگورها برسد. تا فصل انگورپزان تمام شود و دست پر بازگردم.

کمي مهلت کمي. آمدم٬ شراب همه انگورها را با شما قسمت مي‌کنم.