پرم از بوی رسیدن
طرحی ام؛ طرحی با خطوط درهم و صاف. طرحی از دیروزها و امروز. طرحی از تجربه های شاد و تلخ. طرحی پر از خطوط ساده و پیچیده. خطوطی کامل و نقطه چین هایی.
تو که می آیی، قلم به دست می گیری، نقطه چین هایم را کامل می سازی. خطوط را ویرایش می کنی. کامل تر می شوم. پیداتر می شوم. می آیی. می مانی. و من می مانم. تکیه بر دیوار سترگ اطمینان و باور، زدوده از سموم طراحی های اهریمنی.
آری. با تو می توان ماند. با تو می توان بود. با تو می توان واقعیت داشت. و من امروز به واقع، هستم و واقعی می مانم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 15:3 توسط مانی
|
به خرگوشه می گن، چه جوری این همه هویج می خوری. می گه هویجوری!