در آستانه رفتن زمستون، اولين تجربه ترجمه از زبان فرانسوي، از ترانه Tombe La Neige، ترانهاي با صداي Salvatore Adamo، بدون ويرايش، سال ۱۳۸۱:
برف ميبارد
و تو امشب نخواهي آمد
برف ميبارد
و دل من سياه پوش است
اين مسير ابريشمي
همه در اشكي سپيد
پرنده بر درختان
افسون را مينالد
تو امشب نخواهي آمد
و من نااميديام را فرياد ميزنم
اما برف ميبارد
اين سد ناممكن
برف ميبارد
و تو امشب نخواهي آمد
برف ميبارد
همه اشك نااميدي
حقيقتي تلخ
سرما و نبود
اين سكوت نفرتانگيز
تنهاييِ تهي
تو امشب نخواهي آمد
و من نااميديام را فرياد ميزنم
اما برف ميبارد
اين سد ناممكن
ديروز سالروز تق بود. تق بزرگ وحشتناک که مصادف شد با آشنايي من و گاردريلهاي بزرگراه پارک وي!
جونِ سالم به در بردنمو (که هنوزم دليلشو نميدونم!!!) به دنيا تبريک ميگم و بازم از شاهين (کوه کمري) و مامان مهينش به اندازه يه دنيا تشکر ميکنم که اون شب وحشتو واسهم گذرا کردن! و از اون سه جوون ناشناس! شباشون پرِ ستارههای روشن!
خب، اينم سليقه من تو انتخاب هفت ترانه، به دعوت علی آقا:
۱- سفرنامه، با صداي شهيار قنبري، شعر و آهنگ خودش و تنظيم آرميک (کولاژ زيباي آهنگين که با وجود شخصي بودن، انگار همه تيکههاشو تجربه کردهم)
کوچهاي خيس از عشق
شعر سبز لورکا
ساعت پنج عصر
مستي بي وحشت
گريههاي ژوکوند
خط خوب سهراب
نامهاي آب شده
ونگوگ گوش به دست
Your passport please!
Have you got anything to declare?
I have a dream
I have a dream
۲- شب سپيد، با صداي گوگوش، شعر شهيار قنبري، آهنگ مهرداد آسماني و تنظيم اندي جي (همدم شباي دل بازي من و يک کلام: جادو در ترانه!)
من کجاي شب تو رو گم کردم و تنها شدم
آخر کدوم سحر با بوسهاي پيدا شدم
اين کدوم دل بازيه که زخمي تنهاييه
دونه سرخ اناره که خود زيباييه
۳- وسوسه، با صداي رامش، آهنگ و تنظيم منوچهر چشم آذر، ترانه سراشو نميدونم (شکوه به بار نشستن انتظار)
ميگم از وسوسه عشق براي قلب دو دلدار
ميگم از شکوه خوب لحظه قشنگ ديدار
۴- شب و شمع، با صداي ستار، شعر شهيار قنبري، آهنگ و تنظيم فريبرز لاچيني (به حق، تازه کردن همه قديميها)
ميشه هر قصيده رو با چشم تو اندازه کرد
ميشه تو چشماي تو قديميها رو تازه کرد
همه کاشي کاريا، خرابهها
همه ماشين دوديا، مثنويا
۵- آرزوها، با صداي گيتي، شعر اخوان ثالث، موسيقيشو نميدونم (با وجود وسواسم براي درست ادا کردن وزن شعر، به دليل قدرت صدا و حس خواننده، اين ترانه برام تکرار نشدنيه)
سپيده سرزد و من خوابم نبرده باز...
۶- سيب، با صداي سيمين غانم، شعر فرهاد شيباني، آهنگ و تنظيم فريبرز لاچيني (نگاه کردن به گم شدن دلت پشت اون همه اقاقي)
تو ميري، پشت علفها گم ميشي
من ميمونم و گل اقاقيا
۷- گل لاله عباسي، با صداي پري زنگنه، بقيه اطلاعاتشو نميدونم (غليان حس تنهايي)
دم باغ بي کسي
تکيه دادم به کسي
گل لاله عباسي
يه سبد، يه عباسي
و اما آهنگهاي بد.سراغ آهنگاي درِ پيت و خوانندههايي که صداشونو دوست ندارم، نميرم، چون فکر ميکنم اگه من مثلاً سوزان روشن گوش بدم و خوشم نياد، مشکل از منه که با وجود شناختن سليقهم، اونو انتخاب کردم.
1- آلبوم مانيفست گوگوش با همه آهنگاش (بدترين کار گوگوش و شهيار قنبري)
همين!
الهام - الهه - پری رخ - ارمغان - نسيم عبدی - ممدرضا - پريسا احمدی (تو وبلاگاتون يا کامنت وبلاگ من شما هم انتخاب کنين)
غم و غصه به سرماي بعد از برف ميمونه. ميآد، خوشي برف بازيو ميتارونه و همه رو پراکنده ميکنه و ميره. رفتنش هم گرمي و لطافت به دنبال داره. و ما آدمهاي تارونده از سرما، يه وقت به خودمون ميآيم و ميبينيم که زير بارون بهاري، با چتر و بي چتر، داريم از بوي چمن پُر ميشيم.
اين بوي چمن هم به حس داشتن دوستاي دور و نزديکي ميمونه که دور و بر خودت و خاطرههاتو گرفتن. تو اين سن و سال، انگار هرچي بو آشناتر باشه، حس استحکامِ بيشتري رو زير پاي بودنت ميبخشه.
حالا که جدي جدي لرزش قدماي بهار رو تمام اعضاي بودن ميشه حس کرد، ميخوام به اطمينان بگم، که بعد از اون برف و تجربه سرماي بعدش، حالا ريهم پُر از هواي خوب سبزي، اکسيژنِ اين همه مهرو باز به تک تک ياختههام ميرسونه و لرزش قدمهاي بهار کامل ميشه به بوي خوب بودنها.
آي بودناتون همه سبز، به انتظار خوش بهارتون سبزي دو چندان آرزو ميکنم.